کـــــ ـافـــــ ـه ادب و هـــــ ـنـــــ ـر
با جوهر خاکستر پروانه نوشتم من مات من العشق ، فقد مات شهیدا
درباره وب
بسم الله الرحمن الرحیم "لطفا از تمامی مطالب دیدن کنید . /عمق این مرثیه را مشک و علم می دانند داستان را همه ی اهل حرم می دانند بعد عباس(ع) دگر آب سراب است سراب غیر آن اشک که در چشم رباب است رباب/ . /یا رب نظر تو بر نگردد .../ /با عرض سلام و خوش آمد و تسلیت ایام سوگواری سیدالشهدا علیه السلام جهت اطلاع شما دوستان و معرفی وبلاگ باید عرض کنم که : مطالبی رو که بخوانم و بپسندم در این وبلاگ به اشتراک می گذارم ممنون از حضور و توجه شما/
نويسندگان
موضوعات وب
پربازدیدترین مطالب
کد پربازدیدترین
لينک هاي مفيد
دلم یک خبر خوب می خواهد...
از آن خبرها که دل را بلرزاند...
از آن خبرهای ناب که این روزها جایشان در زندگی ام خالی ست.
دلم می خواهد یکی در بزند...
بی توجه به نگاه پرسشگرم نامه ای به دستم بدهد و برود.
نامه پر باشد از خبرهای خوب...
از گلبرگ های گل سرخ...
از عطر بهار نارنج.
روی کاغذی سفید...
با حاشیه ای از پیچک و یاس،
که پیچیده باشد به لبه ی کاغذ،...
و قد کشیده باشد تا آسمانی که برفراز آن اتفاق عجیب،
سایه انداخته.
کسی با خطی آشنا،
تمام دلش را در واژه ها جا گذاشته باشد...
تا برایم بنویسد که هنوز گاهی دلتنگم می شود...
و چند شب پیش در رویایش قدم زده بودم.... و رنگ چشم هایم را هنوز از یاد نبرده است.
گاهی فقط کافی ست که منتظر باشی...
حتی اگر هیچ قاصدکی از پشت پنجره ات رد نشود...
اگر تمام پستچی های جهان نشانی خانه ات را فراموش کرده باشند...
و جوهر خودنویس کسی که منتظرش بودی،
قبل از نوشتن نامه ای برای تو،
تمام شود.
#امیرعلی_نبویان
تاريخ : چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 09:42 | نويسنده : cafe_literature_art |
ارسال نظر(0)
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید